تبليغاتX
دل نوشته ...

دل نوشته ...

پست ثابت


آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390 ساعت 22:23 توسط ترنم ... |


ناخواآگاه شروع کردم به فکر کردن یعنی اصلا نفهمیدم چی شد ...

به خودم اومدم دیدم اوه چقدر فکر ....

یک فلش بک زدم ببینم چی شد که به اینجا رسیدم ...

رسیدم اول داستان اما دیگه یادم نیومد به چه چیزهایی فکر کردم ...

انگار همه رو پاک کردم و برگشتم ....

+ نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 19:31 توسط ترنم ... |


سرماخوردم ...

+ نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 0:43 توسط ترنم ... |



از یه جایی به بعد

آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه!
دوست داره همه چی تموم بشه...

+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390 ساعت 0:38 توسط ترنم ... |



یه حالی دارم این روزها نه آروومم نه آشویم ...

به حالم اعتباری نیست ...

بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم ...

نه گریونم نه خندونم ...

من از فکر و خیال تو همه اش سر درد میگیرم ...


+ نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 15:52 توسط ترنم ... |



این روزهای خیلی دلتنگت میشم ...

+ نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390 ساعت 19:5 توسط ترنم ... |


یک شاخه مریم ..


چند روز پیش یک شاخه گل از یک دوست هدیه گرفتم ...

با توجه به اینکه دمای اتاقم در حد یک گلخانه و شاید فضای آزاد می باشد 

گل نه تنها پژمرده نشده بلکه غنچه ها هم باز شدند ...

نکته : همیشه تو خونه یک گلخونه مثل من داشته باشین ...

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390 ساعت 19:54 توسط ترنم ... |



دو روز فتم مهمونی خونه عمه ...

همه اش کار کردم ...

دو شبانه روزه نخوابیدم ...

از اونجا هم رفتم دندونپزشکی ...

از استرس داشتم میمیردم ...

فعلا بی حسم ...


+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 21:6 توسط ترنم ... |



دندونم درد میکنه ...

آقای دکتر : 

1- دندونت باید عصب کشی بشه ...

2- اینوری وانوری هم مورد داره ...

3- باید جراحی لثه بشی ...

4-اگر خواستی میتونی بری بمیری ...

از همه بدتر قلبم بود که داشت میومد تو دهنم ...

تو این گیری ویری همین و کم داشتیم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 دی1390 ساعت 23:16 توسط ترنم ... |



دلم میخواد با سر برم تو دیوار ...

طوری که دیگه ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1390 ساعت 22:3 توسط ترنم ... |



... بگیره این دنیارو

+ نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390 ساعت 23:56 توسط ترنم ... |



براي كسي كه خودش رفته...

يك ثانيه دلتنگي هم زياده...


+ نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390 ساعت 22:38 توسط ترنم ... |



دلم خیلی تنگ شده ...

+ نوشته شده در جمعه 23 دی1390 ساعت 19:30 توسط ترنم ... |



دلم میخواست امشب با هم میرفتیم بیرون ...

می رفتیم گردش ... خرید ...

شوخی میکردیم و میخندیدیم ...

میومدیم خونه و شب مون رو کامل می کردیم ...

" یک آرزوی مونده به دل "

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 دی1390 ساعت 23:39 توسط ترنم ... |



روزها و ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها تلاش کردم که دوسم داشته باشی ...

تلاش کردم که دل سنگی تو آب کنم ...

اما حالا باید تلاش کنم که ازم متنفر بشی ...

هر دو حالتش سخت و عذاب آور ...

خدایا دارم عذاب میکشم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 دی1390 ساعت 19:55 توسط ترنم ... |



دارم به این فکر میکنم که تو هزار ها هزار میس کال از من داری

که روز به روز داره آمارش بیشتر میشه ...

اما من هیچ میس کالی از تو ندارم ...


+ نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390 ساعت 19:18 توسط ترنم ... |



خوب شد ما نمردیم و ملت یک بهانه ایی واسه درس نخوندنشون پیدا کردن ...

به هر کی میرسی میگه درس نمیخونم به خاطر تو ...

خیلی جالبه ...

+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390 ساعت 20:56 توسط ترنم ... |