پست ثابت
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
ناخواآگاه شروع کردم به فکر کردن یعنی اصلا نفهمیدم چی شد ...
به خودم اومدم دیدم اوه چقدر فکر ....
یک فلش بک زدم ببینم چی شد که به اینجا رسیدم ...
رسیدم اول داستان اما دیگه یادم نیومد به چه چیزهایی فکر کردم ...
انگار همه رو پاک کردم و برگشتم ....
یه حالی دارم این روزها نه آروومم نه آشویم ...
به حالم اعتباری نیست ...
بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم ...
نه گریونم نه خندونم ...
من از فکر و خیال تو همه اش سر درد میگیرم ...
چند روز پیش یک شاخه گل از یک دوست هدیه گرفتم ...
با توجه به اینکه دمای اتاقم در حد یک گلخانه و شاید فضای آزاد می باشد
گل نه تنها پژمرده نشده بلکه غنچه ها هم باز شدند ...
نکته : همیشه تو خونه یک گلخونه مثل من داشته باشین ...
دو روز فتم مهمونی خونه عمه ...
همه اش کار کردم ...
دو شبانه روزه نخوابیدم ...
از اونجا هم رفتم دندونپزشکی ...
از استرس داشتم میمیردم ...
فعلا بی حسم ...
دندونم درد میکنه ...
آقای دکتر :
1- دندونت باید عصب کشی بشه ...
2- اینوری وانوری هم مورد داره ...
3- باید جراحی لثه بشی ...
4-اگر خواستی میتونی بری بمیری ...
از همه بدتر قلبم بود که داشت میومد تو دهنم ...
تو این گیری ویری همین و کم داشتیم ...
دلم میخواد با سر برم تو دیوار ...
طوری که دیگه ...
براي كسي كه خودش رفته...
يك ثانيه دلتنگي هم زياده...
دلم میخواست امشب با هم میرفتیم بیرون ...
می رفتیم گردش ... خرید ...
شوخی میکردیم و میخندیدیم ...
میومدیم خونه و شب مون رو کامل می کردیم ...
" یک آرزوی مونده به دل "
روزها و ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها تلاش کردم که دوسم داشته باشی ...
تلاش کردم که دل سنگی تو آب کنم ...
اما حالا باید تلاش کنم که ازم متنفر بشی ...
هر دو حالتش سخت و عذاب آور ...
خدایا دارم عذاب میکشم ...
دارم به این فکر میکنم که تو هزار ها هزار میس کال از من داری
که روز به روز داره آمارش بیشتر میشه ...
اما من هیچ میس کالی از تو ندارم ...
خوب شد ما نمردیم و ملت یک بهانه ایی واسه درس نخوندنشون پیدا کردن ...
به هر کی میرسی میگه درس نمیخونم به خاطر تو ...
خیلی جالبه ...